یزد، بلوار شهید بهشتی (حدفاصل چهارراه مهدیه تا میدان امام حسین) نرسیده به میدان امام حسین، روبروی اداره پست، طبقه فوقانی املاک ۱۲۱
09131588851

سه طنز جالب اقتصادی

طنز اقتصادی

برگرفته از سایت بانکی دات آی آر

۱٫اقتصاد صفوی

mj94_shah-suleyman-aliquli_beig-jubbadar2شاه عباس از وزیر خود پرسید:”امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟”
وزیر گفت:”الحمدالله به گونه ای است که تمام پینه دوزان توانستند به زیارت کعبه روند!”

شاه عباس گفت:”نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست کفاشان به مکه می رفتند نه پینه دوزان، چون مردم نمی توانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند، بررسی کن و علت آن را پیدا نما تا کار را اصلاح کنیم.”

 

۲٫اقتصاد جهان

اقتصاداقتصاد مرسوم :
دو تا گاو ماده دارین … یکیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین… به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می کنه… پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین …

اقتصاد هندی :
دو تاگاو ماده دارین … اونها رو می پرستین و عبادت می کنین!

اقتصاد پاکستانی :
هیچ گاوی ندارین … ادعا می کنین که گاوهای هندی مال شما هستن … از آمریکا طلب کمک مالی می کنین … از چین طلب کمک نظامی می کنین … از انگلیس هواپیماهای جنگی … از ایتالیا توپ و تانک … از آلمان تکنولوژی … از فرانسه زیر دریایی … از سوییس وام بانکی … از روسیه دارو … و از ژاپن تجهیزات … با تمام این امکانات گاوها رو می خرین و بعد ادعا می کنین که توسط جهان مورد استثمار قرارگرفتین !

اقتصاد آمریکایی :
دو تا گاو ماده دارین … یکیش رو می فروشین ودومی رو تحت فشار مجبور می کنین که به اندازه ی ۴ تا گاو شیر تولید کنه … وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می کنین … تقصیر رو گردن یه کشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا” اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد … یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین

اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارین … دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشین!

اقتصاد آلمانی :
دو تا گاو ماده دارین … اونها رو تحت مهندسی ژنتیک قرار میدین … بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می کنن و ماهی یه وعده غذا می خورن و خودشون شیرشون رو می دوشن!

اقتصاد انگلیسی :
دو تا گاو ماده دارین… که هر دو تاشون گاو دیوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن! ﴾

اقتصاد ایتالیایی :
دو تا گاو ماده دارین … نمی دونین که اونها کجا هستن … پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و استراحتتون!

اقتصاد سوییسی :
۵۰۰۰ تا گاو ماده دارین … هیچکدومشون مال خودتون نیستن … از کشورهای دیگه پول می گیرین که دارین گاوهاشون رو نگه می دارین!

اقتصاد ژاپنی :
دو تا گاو ماده دارین… اونها رو از نو طراحی ژنتیکی می کنین … هیکل گاوهاتون یک دهم اندازه ی طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید می کنن … بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون وآدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش می کنین و می فروشین !

اقتصاد چینی :
دو تا گاو ماده دارین … ۳۰۰ نفر آدم دارین که گاوها رو می دوشن … بعد ادعا می کنین که سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر کس رو هم که آمار واقعی رو بیان کنه بازداشت می کنین.

۳٫ جنگ چین و روسیه

۷۵۴۰۶۸۸۹۶۲۹۹۴e467_می‌گویند: زمانی بین روسیه و چین جنگ درگرفت. روس‌ها روز اول سه میلیون اسیر گرفتند. روز دوم ۱۰ میلیون و پس از یک هفته ۵۰ میلیون اسیر گرفتند. پس از آن تلگرافی از «مائوتسه تونگ» به مسکو رسید که نوشته بود: «بالاخره تسلیم می‌شوید یا نه؟» اگر چند دقیقه فکر کنید به عمق گفته‌ی «مائو» پی می‌برید.
شوخی که نیست ظرف یک هفته پنجاه میلیون نان خور به شما اضافه شود. تازه خودتان هم آنان را به زور آورده باشید خانه. عجب داستانی است.
آنچه نویسنده اکنون می‌خواهند به آن برسد این است که پس آمار زیاد، چندان هم خوب نیست. خوب نیست که هیچ، اصلاً در برخی زمان‌ها بد هم هست. بگذارید یک داستان دیگر هم بگویم (خیالتان راحت باشد نتیجه‌گیری هم داریم.)

در روزنامه‌ای نوشته بود که در یک موزه تصمیم گرفتند که از تعداد بازدیدکنندگان و علت بازدیدشان آماری تهیه کنند. به همین منظور دفتری را دم در گذاشتند تا بازدیدکنندگان اسم و آدرس و علت بازدیدشان را در آن بنویسند. در بین آن‌ها کسی نوشته بود: «اسم بابک بهی- اهل تهران- علت بازدید، بارندگی»
حالا این دو داستان خنده‌دار را کنار هم بگذاریم و قدری بیندیشیم. باور کردنی نیست ولی بسیاری از آمارهای موجود در مدیریت اقتصاد کشور در گروه آمارهای داستان اول و بسیاری از علت‌ها هم در گروه علت داستان دوم قرار می‌گیرند.

البته هر کس مختار است که قضاوت کند (البته این مختاری باید با مخ‌داری همراه باشد.) هر روز و هر شب در اخبار رسانه‌ها به آمارها و اعداد گوناگونی برمی‌خوریم که نشان‌دهنده‌ی رشد x درصدی در یکی از متغیرهای اقتصادی است.
خوشحال می‌شویم، روزنامه را باز می‌کنیم و دوباره با آمارهای شگفت‌انگیز روبرو می‌شویم، تبلیغات تلویزیونی را نگاه می‌کنیم، دوباره با اعداد جهنده و آمارهای پرنده روبرو می‌شویم. اما صبح که برای خرید کالا یا خدمتی به در خانه می‌رویم تنها می‌فهمیم که برخی اعداد پشت کارتن‌ها و بسته‌ها تغییر کرده است و یا ارایه‌ی خدمتی با نرخ‌ تازه‌ای انجام می‌گیرد و…

پست های مرتبط